مجله زندگی ایده آل: چند نفر از آدم‌های دور و برتان ارزش این را دارند که با آنها «رفاقت» کنید، برادر خطاب‌شان کنید و با آنها بخندید؟ تعداد آدم‌های این شکلی که حتی برای گریه‌ها، درددل‌ها و غم‌های شما وقت داشته باشند به اندازه انگشتان یک دست هم نیست. شاید در زندگی بعضی آدم‌ها هم اصلا وجود نداشته باشند. اما کسانی که با امیرحسین مقصودلو رفاقت می‌کنند این فرصت را دارند تا یک «رفیق» پایه داشته باشند. تکه‌پاره‌ای از این انرژی مثبت و خوب نصیب کسانی می‌شود که با «تتلو» گپ بزنند و توی اتمسفر او قرار ...

مجله زندگی ایده آل: چند نفر از آدم‌های دور و برتان ارزش این را دارند که با آنها «رفاقت» کنید، برادر خطاب‌شان کنید و با آنها بخندید؟ تعداد آدم‌های این شکلی که حتی برای گریه‌ها، درددل‌ها و غم‌های شما وقت داشته باشند به اندازه انگشتان یک دست هم نیست. شاید در زندگی بعضی آدم‌ها هم اصلا وجود نداشته باشند. اما کسانی که با امیرحسین مقصودلو رفاقت می‌کنند این فرصت را دارند تا یک «رفیق» پایه داشته باشند. تکه‌پاره‌ای از این انرژی مثبت و خوب نصیب کسانی می‌شود که با «تتلو» گپ بزنند و توی اتمسفر او قرار بگیرند. «تتلو» یک پسر خودمانی و خونگرم است که هرچه هست را پای دوستی و رفاقت به دست آورده و خیلی چیزها را پای آن از دست داده است. 

 

 

 

گفتگو با جنجالی ترین چهره این روزهای ایران - تصویر 1

 

 

 



این «رپ‌خوانی» هم حتما از یک دورهمی در رگ‌هایش دویده و بخشی از وجود او شده است. این رفیق ماجراجو و تجربه‌گرا هر روز دغدغه تازه‌ای پیدا می‌کند؛ از حضور در فوتبال و ارتقای سطح کیفی آن تا فعالیت در عرصه محیط زیست و گیاهخواری. البته خیلی‌ها هم هستند که این رفتارهای تتلو را دوست ندارند و تصور می‌کنند او برای جلب‌توجه سراغ این جور کارها می‌رود  اما فقط یک گفت‌وگوی چند دقیقه‌ای یا یک برخورد کوتاه می‌تواند همه تصورات اشتباه در مورد او را به یک باره از بین ببرد. «رفیق تتلو» همیشه ایده‌آل را دوست داشته اما بار اولی که او به ایده‌آل آمد فضا رسمی بود و نشد یا نتوانستیم خیلی چیزها را او بپرسیم ولی این بار فرصتی دست داد که مفصل حرف بزنیم، عکس بگیریم و ساعات خوشی را کنار هم سپری کنیم. 



 

گفت‌‌وگوی اختصاصی با امیرحسین مقصودلو (1) (فوری)



در طول چند ساعتی که در حال عکاسی بودیم با امیرحسین یا همان امیر تتلوی دوست‌داشتنی روبه‌رو شدیم که رفیق بود، پایه بود، خنده‌رو بود و همه صفات یک آدم دوست‌داشتنی را یک‌جا داشت. او در تمام‌مدت گفت‌وگو و عکاسی مثل یک مادر بی‌قرار دنبال اینترنت بود تا برای هوادارانش یا همان تتلیتی‌ها پست اینستاگرامی بگذارد چون می‌دانست نه آنها و نه خودش طاقت دوری ندارند و آنجا بود که فهمیدیم چرا روزی بیست بار پست می‌گذارد امیر تتلو با همه قلبش با همه احساسش به عشق تتلیتی‌هایش به ایده‌آل آمد تا کمی بیشتر با آنها حرف بزند.



     دیگر چیزی از زندگی‌ات نمانده که هوادارانت ندانند اما برای این مصاحبه به روال معمول خودت را معرفی کن و کمی از خود و دوران کودکی ات بگو؛ از وقتی که خود را شناختی؟

از همان بچگی همه چیز بد حالیم بود! هیچ وقت درسخوان نبودم چون کلا کارایی رو که بهم زور می‌کردن انجام بدم دوست نداشتم. از بچگی دوست نداشتم بهم بگن این کار رو باید بکنی. مدرسه رو هم چون باید یه ساعت مشخصی از خواب بیدار می‌شدم و درس می‌خوندم دوست نداشتم. باید تکالیفم رو سر زمان خودش انجام می‌دادم و این هیچ وقت حس خوبی بهم نمی‌داد. خیلی باهوش بودم. چون شب امتحان می‌خوندم و قبول هم می‌شدم. 



    نمره قبولی یا نمره خوب؟

نمره قبولی رو به خوب دیگه. آخه سوال‌های امتحان و با توجه به درک خودم جواب می‌دادم. یعنی اول سعی می‌کردم سوال رو بفهمم بعد جواب بدم. کلا خیلی بچه جالبی بودم. دم خودم گرم! 

 
   چند تا خواهر و برادر هستید؟

۲ تا خواهر دارم اما برادر ندارم. یکی یه دونه‌ام. خل و دیوونه. عزیز دردونه. . . 



خب یعنی ته‌تغاری هستی؟

ته‌تغاری و یکی یه دونه‌ام. خیلی هم قشنگم. 



کجا به دنیا اومدی؟

تهران به دنیا آمدم. تهران هم بزرگ شدم. چند سالی دوران ابتدایی رو تو رشت گذروندم که خواهرم همان جا ازدواج کرد و در رشت ماند ولی بقیه خانواده برگشتیم تهران و همین جا زندگی می‌کنیم. 



    تو چه جور خانواده‌ای بزرگ شدی؟ 

تو یه خانواده مشتی! 



    منظورت از مشتی چیه؟

مشتی یعنی باحال. بابام و مامانم خیلی باحال بودند. من باهاشون راحت بودم اما خب از لحاظ مالی بسیار ضعیف بودیم. بچگی‌هام همش فوتبال بازی می‌کردم و دوست داشتم سرگروه باشم. همه را دریبل می‌کردم؛ عین مسی. 



    یادت هست آن زمان می‌خواستی چی کاره بشی؟

همیشه دوست داشتم یا خواننده بشم یا فوتبالیست. الان می‌خوام جفتش و بشم. 



    خودت دوست داشتی یا پدر و مادرت؟

هم خودم دوست داشتم و هم پدر و مادرم. چون مادرم عاشق خوانندگی بود و مدام تو خونه آواز می‌خوند. خواهرم هم همین طور. پدرم هم عاشق فوتبال بود. فوتبال نگاه می‌کرد و با صدای بلند داد می‌زد. سر گلی که خداداد به استرالیا زد من هنوز صدای یا فاطمه الزهراش تو گوشمه. پاس تو عمق که داده شد چند بار داد زد یا فاطمه الزهرا، یا فاطمه الزهرا. . . . . . . گللللللل. 



    یا زهرایی هم که تو آهنگ گفتی به خاطر همینه؟

آره، تکیه‌کلام بابام بود. همش می‌گفت یا فاطمه الزهرا.



    چطور شد که مسیر زندگیست تغییر کرد و به سمت موسیقی اومدی؟

موزیک، من‌رو به سمت خودش کشوند. من همیشه حرف‌هایی داشتم که دوست داشتم بگم اما روم نمی‌شد به کسی بگم چون خیلی خجالتی بودم. از همان موقع‌ها یک سری حرف هام رو می‌نوشتم روی کاغذ. . . 



    آخه بهت نمیاد خجالتی باشی. . . 

بودم الان دیگه نیستم. 

 

گفت‌‌وگوی اختصاصی با امیرحسین مقصودلو (1) (فوری)



    موسیقی باعث شد خجالتی نباشی؟

همینطوره، موزیک و برخوردم با مردم و حضور بین مردم آدم رو اجتماعی می‌کنه. . . 



    چطور به سمت سبک رپ کشیده شدی؟ 

میگم که دوست داشتم حرف‌هام رو بزنم. این بهترین کار بود. آن موقع دوستام همه تو این کار بودن. دیگه خلاصه با هم این کار رو شروع کردیم و بعدها واقعا عشق به وجود آمد. عاشق شدیم؛ عاشق. . . 



    چرا سمت پاپ نرفتی؟ هیچ‌وقت فکر نکردی پاپ بخونی. . . . 

دوست دارم کلا کارایی بکنم که شبیه هیچ کسی نباشد. رپ رو با پاپ قاطی کردم؛ طوری که نمی‌تونی بگی امیرتتلو رپ‌خونه یا پاپ می‌خونه. تتلو یک چیزی بین این دو تاست. 



    وقتی شروع به کار کردی چه کسایی کمکت کردن تا خواننده بشی؟ چه جوری آهنگ اولت رو ضبط کردی؟

والا هیچ کس کمک نکرد. همه با هم همیشه تو فضای دوستی می‌خواستیم یک کاری انجام داده باشیم. کنار هم می‌شستیم و شعر می‌نوشتیم. همه به هم کمک می‌کردیم. کلا کسی دست کسی رو نگرفت که بشه مشوق یا حامی و ما همه در کنار هم رشد کردیم. 



 از همان اول سراغ خوانندگی رفتی یا کارای دیگه هم تجربه کردی؟

والا تو نجاری شوهر خالم یه مدت کار کردم. تو سوپرمارکت هم کار کردم. 



    چه مدت نجاری کار کردی؟

نزدیک یک سال. 



    یعنی الان کامل کار نجاری رو بلدی؟

آره کامل بلدم، اون زمان یادمه اره‌های تیغه‌ای برقی داشتیم که خیلی کار باهاش راحته. البته اگه اشتباه کنی انگشتت رفته ولی برای من راحت بود. درکل من معمولا این کارها رو نمی‌کردم. خاک اره جمع می‌کردم. چایی می‌بردم و از این‌جور کارها. 



    سوپرمارکت چطور؟

جنس می‌بردم دم خونه‌ها. بار می‌آمد جابه‌جا می‌کردم. 



  انعام هم می‌گرفتی؟

والا انعام که نه نمی‌گرفتم چون خیلی خجالتی بودم. تا می‌خواستن انعام بدن می‌گفتم من دوست صاحب مغازه‌ام و بگذار کارگرشان که آمد به خودش بده. واقعا هم دوست بودیم‌. یکی از مشتری‌ها که یک سال بود تو سوپرمارکت من رو می‌دید ‌گفت این کارگرشان هنوز نیومد؟! (می‌خندد) اونقدر خجالت کشیدم. 

 

گفت‌‌وگوی اختصاصی با امیرحسین مقصودلو (1) (فوری)



    رویای خواننده شدن به خاطر شهرت و پولدار شدن بود یا نه دنبال چیزای دیگه بودی؟

آن اول که همه به فکر شهرت و پولدار شدن هستن. اما من یک متنی رو دو سال پیش روی فیس بوکم منتشر کردم که توش کامل گفتم که چی می‌خوام و الان کجای کار هستم. تو اون متن گفته بودم: خدایا به ما سفره‌ای دادی، هر چند کوچک اما شب فقط یک دغدغه بود و آن کوچکی سفره بود: به دنبال خوشبختی به ثروت رسیدم اما آرامش در ثروت نبود. به دنبال خوشبختی به شهرت رسیدم اما آرامش در شهرت هم نبود. خداوندا حال فهمیدم آرامش سر همان سفره کوچکی بود که به ما داده بودی. من را به همان بچگی، پاکی و به آرامش برگردان. الهی آمین. این متن رو خیلی دوست دارم. . . 



    از کی فهمیدی خیلی مشهور شدی و دیگه همه تو رو می‌شناسن؟ 

مگه خیلی مشهور شدم و همه منو می‌شناسن؟ 



    همچین حسی نداری؟

تو همچین حسی داری؟ راستش از وقتی رفتم تو خیابان و همه باهام عکس انداختن. 



    چرا از ایران رفتی و دنبال چه چیزی بودی که راه‌حلش رفتن از ایران بود؟

من راستش آنجا اسپانسری داشتم که خرج خانه و زندگیم رو می‌داد. منم آنجا رفتم برای تامین خانه، زندگی و خرجم چون هیچ درآمدی در ایران نداشتم. شعر می‌گفتم و آهنگ می‌ساختم. بعد هم که باهاشون دعوام شد و خرجم رو ندادن، برگشتم ایران!



    چرا سعی نکردی همون جا بمونی و موفق بشی؟

خب چون آنها می‌خواستن من زیر بلیت آنها باشم. می‌گفتند کنار فلانی آهنگ بخون و. . . تو یکی از آهنگ هم- آهنگ زیر همکف- کامل توضیح دادم. ترانه اون آهنگ یک داستان واقعیه. می‌گفتن کنار فلانی بخون که یک سکوی پرتاب باشه. اما من می‌گفتم سکوی پرتاب من همان سختی‌هایی بود که تو زیرزمین کشیدم. اگر برای امیرتتلو می‌خواهید کنسرت بذارید، بذارید ولی اگر من قراره برم کنار یک خواننده دیگه معروف شم اصلا نمی‌رم. مافیای بسیار کثیفی بود و من این فضا رو اصلا دوست نداشتم.  



    وقتی برگشتی ایران دوباره شروع کردی برات سخت نبود؟

چرا خیلی سخت بود. من سه، چهار بار از اول شروع کردم. همان شبی که از دوبی برگشتم می‌دونستم برام مشکل ایجاد می‌شه. یک شبه خانه زندگی و همه چیز رو رها کردم و از مبل، میز و آب زرشکی که از ایران برام می‌اومد گذشتم، آمدم ایران اما باز هم خدا رو شکر می‌کنم. اینکه همه‌چیزت رو بذاری و بیای خیلی آدم رو قوی می‌کنه. این رو خیلی دوست داشتم. 



    آلبوم‌هات رو چه جوری منتشر می‌کردی؟ بدون پول و حمایت؟ 

شعر رو که خودمون می‌گفتیم. تنظیم هم از دوستانم بود که هیچ وقت از من پول نمی‌گرفتن؛ همچنین نادر کوهستانی، امیر دیوا کمکم کردند. کارهامون رو هم می‌ذاشتیم تو اینترنت و مجانی. یعنی همان موقع که تمام می‌شد آپلود می‌کردیم تو اینترنت. شعر از خودم. آهنگ از بچه‌ها. به همین راحتی. الان هم که الانه همینه. خودمون و یک میکروفن هم هنوز از خودمون نداریم. 

 
گفت‌‌وگوی اختصاصی با امیرحسین مقصودلو (1) (فوری)



    برای اسم، شخصیت، مدل رفتاری و کاراکتری که حالا همه از اون به عنوان سبک امیرتتلو یا به قول خودت تتلیتی‌ها می‌شناسن از اول برنامه‌ریزی کردی یا همین جوری پیش اومد؟

والا از اول برنامه‌ریزی‌ام دو تا چیز بود. یکی اینکه خودم باشم و دیگر اینکه با همه فرق داشته باشم. چون همه خسته‌اند از تکرار و تکرار و تکرار. سعی کردم هم تک باشم، هم خودم باشم. همه چی طبق این برنامه‌ریزی جلو رفت و مو به مو انجام شد. 



    در سال‌های اخیر امیرتتلو روز به روز تغییر می‌کنه این تغییرات از کجا اومد؟

این تغییرات به خاطر آن انجام میشه که برای هوادارهام تکراری نشم. بهش فکر می‌کنم. هر روز دارم به تغییرات و کار جدید فکر می‌کنم. به خدمت کردن و مثبت بودن و جاری شدن عشق در مملکت‌مان. چون اگه فقط از یک راه بخواهی یک هدف رو دنبال کنی هوادارهات حتما خسته می‌شن. چون رسیدن به هدف بزرگ سخته.

 

گیاهخوار شدن، خوندن از موضوع‌های ملی و میهنی چطور دغدغه امیرتتلو شد؟

والا من از وقتی که تو خیابان چند تا از پدرها و مادرهایی رو دیدم که بچه‌های کوچیک داشتن و به ما می‌گفتن که بچه ۴، ۵ ساله ما باعث شده آهنگ تو رو گوش بدیم، حس کردم نسبت به آن بچه که داره با آهنگ‌های من بزرگ می‌شه مسوولم. برای همین سعی کردم خودم رو به بهترین جا برسونم و خوب باشم تا دیگر شرمنده نشم بین هواداران کم سن و سالم. از یک جایی به بعد به این فکر کردم که چطور بهتر و بهتر بشم. مطالعه کردم راجع به آدم‌هایی که موفق شدن. علت موفق شدن شان یا اینکه از موفقیت افتادن پایین برای من درس شد. 



از طرف دیگه به این رسیدم که گیاهخواری باعث می‌شه من موفق‌تر بشم. به هر حال وقتی شما موجودی رو از بین می‌برید این باعث می‌شه انرژی منفی در طبیعت آزاد بشه و این انرژی به تو برمی‌گرده. مرغ‌ها و گوسفند‌ها رو می‌کشن و من فکر می‌کنم گوشت‌شون سرشار از تنفر و نفرته. شنیدید می‌گن گوشت بخور تا بزرگ و قوی بشی؟ خب به همون سرعت که بزرگ و قوی می‌شی پیر و ضعیف هم می‌شی. وقتی تکامل بدنی تو تموم بشه، به سمت تحلیل رفتن و تجزیه شدن پیش می‌ری. گیاهخوار شدن از تجزیه شدن در میانسالی جلوگیری می‌کنه. 

 

گفت‌‌وگوی اختصاصی با امیرحسین مقصودلو (2)(فوری)



    خب چطور شد امیرتتلو که زمانی از عشق و رابطه دختر و پسری می‌گفت، حالا به آهنگ‌های ملی میهنی رسیده؟

وقتی سعی می‌کنی عشق رو در کشورت جاری کنی، حتما به آهنگ‌های ملی و میهنی هم فکر می‌کنی. البته وقتی هدفت این باشه. به خاطر اینکه بزرگ‌ترین سلاح ما مسائل ملی و میهنی است. ما باید ارتش‌مون رو به نمایش بذاریم، ورزشکارانمون رو به نمایش بذاریم چون تمام خارجی‌ها جوری ما رو تصور می‌کنن و جوری براشون ایران تعریف شده که ما حتی یک قایق موتوری هم نداریم. یک پیراهن نایک و آدیداس تن ما می‌بینن تعجب می‌کنن که همچین مارکی هم مگه در ایران هست! در صورتی که ما اینجا همه چیز داریم و باید اونا رو نشون بدیم و در دنیا سری تو سرها در بیاریم. فکر می‌کنم من بتونم کمک کنم و اگر این کار رو نکنم خیانت کردم. 



    مدتی است با بازیکنان فوتبال هستی این ارتباط‌ها از کی شکل گرفت و اصلا چی شد که در ۲۷ سالگی به فکر تغییر فاز و فوتبالیست شدن افتادی؟

والا تغییر فاز ندادم. فوتبال همیشه در زندگی من بوده. درسته که ۱۳و۱۴ سال به خاطر خوانندگی از آن دور بودم ولی همیشه دنبالش بودم. پیگیری کردم و چون من ورزش اصلی‌ام فول کنتاکت بود، قبل مسابقات دو هفته‌ای ما رو کاملا از لحاظ بدنی آماده می‌کردن. احساس می‌کنم اگه ۶،۵ ماه سنگین پشت یک کاری رو بگیری در سطح حرفه‌ای می‌تونی آماده بشی و این یک توهم نیست. من تازه ۲۷ سالمه و سه سال دیگه تازه می‌شم ۳۰ ساله. از راه فوتبال هم نمی‌خوام نون بخورم که فکر کنم دیر شده. من می‌خوام یک سال فقط در سطح حرفه‌ای بازی کنم و با پست‌هام در اینستاگرامم و با تبلیغاتم در جاه‌های مختلف بگم درسته خواننده بودم اما موفق شدم و به جایی که می‌خواستم رسیدم و این یعنی خواستن توانستن است.



    خودت رو در چه سطحی از ورزش می‌بینی؟ به نظرت در سطح یک ورزشکارحرفه‌ای هستی؟

صددرصد حرفه‌ای. 



    در فوتبال چه چیزی می‌بینی که از راه خوانندگی فکر می‌کنی نمی‌تونی به اون برسی؟

در فوتبال تشویق جوون‌ها رو می‌بینم که در خوانندگی به او نمی‌رسم. من می‌خوام اون هیاهو و حاشیه‌ای رو که لازمه برای ورزشکارهامون ایجاد کنم. 



    تغییر فاز تتلو از یک خواننده زیرزمینی به خواننده‌ای که همه رسانه‌های مهم دنیا از او بگویند، چه طور اتفاق افتاد؟

والا ما نخواستیم تغییر فاز بدیم. ما برای اینکه همه دنیا از ما حرف بزنن این کار رو نکردیم. ما دیدیم مساله بسیار مهمی برای کشور و رهبرمان است و در همه دنیا صحبتش می‌شه. اما اگر این اتفاق افتاد فقط خواست خدا بود. 



    چرا امیر تتلو این قدر دشمن داره و هیچ‌کس دوست نداره او موفق بشه؟

 دشمن ندارم. اینهایی رو که می‌بینید فقط مجازی و به صورت کامنته. همه وقتی با من روبه‌رو میشن به من عشق می‌ورزند و با من می‌خندند عکس می‌گیرند. توی اینترنت گاهی ممکن است یک بچه ۱۲ ساله‌ همون لحظه با پدرش دعواش شده و می‌یاد زیر پستی که من گذاشتم فحش می‌ده. اینها همش مجازیه، در واقعیت دشمنی وجود نداره. 



    بعد از آمدن اینستاگرام چه تغییری در زندگیت به وجود آمد؟

تغییر خاصی نیست. اینستاگرام به نظرم مساله خاصی نبود چون قبلش هم فیس بوک بود. من همیشه سعی کردم با هوادارام در ارتباط باشم. حالا با هر برنامه‌ای که باشه مهم نیست. 



    ارتباطت با ستاره‌های سینما و ورزش چه طور به وجود اومد؟ 

خیلی اتفاقی. جایی همدیگه رو دیده‌ایم و آشنا شدیم و با هم صحبت کردیم و رفیق شدیم. بیشتر اتفاقی بوده. تمام شد و رفت. 



    در ماجراهای پیام صادقیان خیلی به تو و خود پیام ضربه خورد چرا اصلا ماجرا این طوری شد؟

من مطمئنم که هیچ ضربه‌ای به پیام نخورد. پیام در سن خاصی بود که یک دفعه به موفقیت رسید. بالاخره هر کسی باشه این کارها رو می‌کنه. یک ذره از فوتبال دور شد. من هر کاری که تونستم برای پیام کردم و همه جوره با او حرف زدم. به هر حال براش حاشیه درست شد و من کمکش کردم سریع‌تر از این دوران عبور کنه و الان فکر می‌کنم این سن و کنار گذاشته و پیام صادقیانی که در آینده خواهیم دید بسیار موفق خواهد بود. 



    یک کارشناس رسانه گفته بود با توجه به فعالیت‌های امیرتتلو در شبکه مجازی و استفاده‌ای که او از رسانه‌های مجازی می‌کنه نظیری در ایران وجود نداره و او در حد یک دکترای علوم ارتباطات از شبکه‌های اجتماعی بهره می‌بره! راز این استفاده حداکثری چیست؟

والا رازش اینه که خودم سعی کردم ثانیه به ثانیه با هوادارام باشم و همه چیز رو براش واقعی جلوه بدم؛ جوری که فکر کنند من یکی از اعضای خونواده آنها هستم. جوری با آنها رفتار کردم که درست مثل اینکه یکی از اعضای خانوادمه و این عشق و صمیمیت بین ما جاری شده. فقط هم همین عشق و صمیمیت باعث این موفقیت شد. 

 

گفت‌‌وگوی اختصاصی با امیرحسین مقصودلو (2)(فوری)



    اینکه این قدر همیشه مورد توجه بودی اما همیشه از رسانه‌های رسمی دور بودی دلیل خاصی دارد؟ 

خب هر شبکه‌ای یک مدیر داره و مدیر دوست داره طبق اون قوانین فعالیت کنه. منتها من هیچ قانونی رو برای کارم ندارم. یعنی هیچ قوانینی. احساس می‌کنم هر آن چیزی که از دل برمیاد بر دل می‌شینه و کوچک‌ترین سانسوری رو دوست ندارم در کارهام باشد. آنها همیشه یک سری چیزهایی رو از من می‌خواستند که من دوست نداشتم تحویل بدم. حالا چه خارجی و چه ایرانی. 



    رویای امیرتتلو واقعا چیست؟ این حضور در جام جهانی و قهرمانی با ایران چقدر واقعی است؟

من ایمان دارم و نیتم خیره و دوست دارم واقعا مردم ما یک جشن خوب و یک خاطره خوب از جام جهانی داشته باشن. فکر می‌کنم مردم ما با تحریم‌ها کنار اومدن و سختی کشیدن و احساس می‌کنم واقعا حق آنهاست که خوشبختی داشته باشن و قهرمانی جهان یک خوشبختی برای هر ملتیه و چون با نیت خیر و تمام انرژیم می‌خوام برم جلو، فکر می‌کنم بهش می‌رسم؛ حالا ممکن است خیلی‌ها هم بخندند.



    رویای امیرتتلو چیست؟

من دوست دارم اون روزی که کنسرت می‌ذارم بگم خدایا شکرت برای این جمع تو کشور خودمون. رویای من این است که در کشور خودمون کنسرت بذارم و جام جهانی فوتبال رو بگیریم برای ایران. 



    دعاهای هرشب چه طور استارت خورد و چرا اصلا به ذهنت رسید با هوادارانت نیایش شبانه برگزار کنی؟

والا نوشتن دعا تاثیرش رو خیلی بیشتر می‌کنه. چون شما وقتی که دعا رو می‌نویسید هم اون رو ثبت کردید و هم تصویرش رو دیدید. وقتی می‌نویسید بقیه دعای شما رو می‌خونن. اینها تاثیر دعا رو واقعا چند برابر می‌کنه. جمعیت اینستاگرام من هم یک میلیون و نیم است و اینکه یک میلیون و نیم جمعیت با هم دعا کنند و دعاشون رو بنویسند فکر می‌کنم تا الان در تاریخ اتفاق نیفتاده. فکر می‌کنم انرژی بسیار زیادی داره و این کار رو همیشه ادامه خواهم داد. 



    در این مدت خیلی‌ها به تو فحش و ناسزا گفتن. فکر می‌کنی دلیل اصلی‌شون چه بوده و چرا امیرتتلوی جدید را نمی‌فهمند؟

من فکر می‌کنم یک سری‌ اونا از روی حسادت بوده و یک سری‌اش هم از روی اینه که من با بعضی خواننده‌ها مشکل دارم. چون راه درست رو نمی‌رن و هدفی رو که ما به خاطرش موسیقی رو دنبال می‌کنیم با حرف‌های رکیک و زشت یا با بازی کردن با اعتقادات مردم دارن خراب می‌کنن و اسم موسیقی ما رو بد می‌کنن. من به دشمنی با آنها برخواستم و طبیعتا به طرفداران آنها هم برخورد. اما همان طرفدارها هم در نهایت می‌‌یان و با ما عکس می‌گیرن. 



    این تغییرات چقدر درونی است و چقدر به خاطر مسائل بیرونی است؟

والا همه‌اش درونیه. تا من چیزی رو بهش نرسم نمی‌گم. چون می‌گن شنیدن کی بود مانند دیدن. تا چیزی رو ندیدی باورش نکن. ولی اونقدر برو جلو تا ببینیش. همیشه چیزی رو می‌گم که دیدم. همین یعنی درونیه و حس خوب داشتن نسبت به خودت و چون از دل بر می‌‌یاد به دل هم می‌شینه. 



    با اینکه هیچ درآمد مشخصی نداری، چطور این همه آهنگ میسازی؟ مربی ورزشی اختصاصی داری؟ کلیپ میسازی و. . . 

این همه آهنگ رو که خودمون می‌سازیم و به خاطرش هیچ دستمزدی هم دریافت نمی‌کنیم. مربی‌هایم هم من سعی می‌کنم براشون تبلیغ کنم و آنها هم از جان و دل با من کار می‌کنند و تا به حال با هم بحث مالی نداشته‌ایم. در مورد لباس‌هام همیشه اسپانسرم والتون بوده و همیشه لباس‌هام‌رو آورده و من حتی احتیاج به خرید لباس هم ندارم. غذایم هم که گیاهی است و خرجی نداره. فعلا زن هم که ندارم. دلیلی نمی‌بینم به خاطر پول خیلی کارها رو انجام بدم. واقعا آن قدری برام ارزش نداره. چون خداوند همه چیز رو به من می‌رسونه. هر کسی که کاری رو برای من انجام می‌ده واقعا با عشق و علاقه انجام می‌ده و همین برای من بس است. 



    فکر راه انداختن شعبه فروش لباس‌های امیر تتلو از کجا اومد؟

لباس اصلا به من ربطی نداره. برای سیا والتون دوستمه که در دوبی مغازه داشت. به خاطر اینکه خیلی‌ها فیک این لباس‌ها رو با قیمت‌های بالا و کیفیت بد می‌فروختن و هم اینکه خیلی کلاهبرداری می‌شد و ما مجبور شدیم این کار رو بکنیم. به خاطر همین از سیا خواستم خیلی زودتر شعبه‌اش رو افتتاح کند. خب سیا شرایطش رو نداشت به لحاظ مالی. اما بعد چند سال تونست مغازه اجاره کنه و قراردادش رو بسته تا هوادارها بتونند لباس‌ها، گردنبند‌ها و. . . ما رو داشته باشن. چون واقعا خیلی‌ها از ما لباس‌ها رو می‌خواستن و از روی علاقه می‌رفتن قلابیش رو می‌خریدن و ما این رو دوست نداشتیم. به منم هیچ ربطی نداره. من فقط لباس‌هام رو از والتون می‌خرم و براش هم تبلیغ می‌کنم. 



    آهنگ انرژی هسته‌ای سفارشی بود؟

نه. ما از سال‌ها آهنگ قبل انرژی هسته‌ای‌رو ساخته بودیم. مردم یادشونه. عکسش هم سه سال پیش منتشر شد. 



    در بحبوحه مذاکرات هسته‌ای یه دفعه امیر تتلو آهنگ انرژی هسته رو خواند و یک ناو جنگی با کلی امکانات و نیروی نظامی در اختیارش گذاشته شد که هماهنگی آنها وقت‌گیر، زمانبر و در بسیاری از مواقع نشدنی است! اصلا این آهنگ و کلیپ چطور ساخته شد؟

 ما کار نشدنی زیاد کردیم تا حالا. کل آن کلیپ همه‌اش در دو هفته بود. وقتی خدا بخواد همه‌اش انجام می‌شه و همه‌اش با خواست خدا و خیلی خوب انجام شد، منتها ما از خیلی سال پیش این کار رو آماده داشتیم و وقتی فهمیدیم مساله هسته‌ای اونقدر مهم شده در جامعه به خصوص برای رهبر عزیزمون این کار رو ساختیم. من اصلا بی‌خیالش شده بودم. چون وسط سختی‌های کار مانده بودم اما یک شب به جای سریال پایتخت، ساعت ۱۰ شب سخنرانی رهبرمون پخش شد که ایشان در رابطه با مهم بودن مساله هسته‌ای تاکید داشتن و یادمه که اصل صحبت‌هاشون هم در رابطه با تولید برق در ایران بود که من دیدم برای ایشان چقدر مهمه، من هم دوست داشتم یک کاری برای ایشان کرده باشم و این مساله رو جدی گرفتم و تا تهش رفتم. 



    خب در جایی گفته شده بود که این آهنگ رو از اول برای صداو سیما ساختی. حتی در اینستاگرام عکسی گذاشتی که در حال تحویل کارت به آنها هستی اما یک باره کار مثل همیشه توسط خودت و هوادارانت در اینترنت منتشر شد؟

خب، بله. دوست داشتم برای صدا و سیما باشه. برای صدا وسیما ساختم و دوست داشتم از آنجا پخش بشه. ولی کسی از من نخواست و دیدید که آخرش هم پخشش نکردند. 



    این آهنگ چه جایگاهی در کارنامه هنری تو داره آیا این رویه جدید ادامه‌دار خواهد بود یا باز هم دوباره به همان سبک و سیاق باز می‌گردی؟

به نظرم یکی از کارهای بسیار موفق ما بود و من به ساختن این کار افتخار می‌کنم. باید بگم نمره‌اش بیسته. حرف‌هایی که در آن زده‌ام کاملا از دل بر می‌‌یاد. به خاطر همین خوب بود. اگر ببینم باز هم می‌تونم با زبان دلم در رابطه با این قضیه بگم و اونقدر ارتباط خوب برقرار کنم و مفید باشم باز هم حتما چنین کاری در کنار کارهای دیگه خودم انجام می‌دم. 



    در یک سال اخیر دو آلبوم بیرون دادی این روند ادامه داره؟

اگر به من باشه، هر دو هفته یک آهنگ بیرون می‌دم. البته اینکه می‌گم دو هفته یک آهنگ، یعنی دو هفته کار شبانه‌روزی! شب‌ها هم نمی‌خوابیم. می‌تونم چون واقعا تمام وقت و انرژیم رو روش می‌ذارم. حتی موقع خواب. من در همه‌جا به قافیه‌ها فکر می‌کنم. وقتی با دوستانم هم حرف می‌زنم به دنبال یک موضوع جدید هستم. 



حتی به ارتباط بین آدم‌ها نگاه می‌کنم و در شعرهام هم اون رو در نظر می‌گیرم. یعنی همش به دنبال دیدن و گفتن واقعیت‌ها هستم. در همه حال. همه چیزهای دیگری دارن. زن و زندگی و کارخانه و مطب و معدن و. . اما من همه زمانم را روی این کار گذاشتم. 

 

گفت‌‌وگوی اختصاصی با امیرحسین مقصودلو (2)(فوری)



    ماجرای فوتبال به کجا می‌رسه؟ آیا امسال در لیگ برتر خواهی بود؟

والا من رسیدم اما خب یک ذره که نه اصلا با من همکاری نشد. من بیشتر از این باید خودم رو ثابت کنم. هنوز همه فکر می‌کنن من شوخی می‌کنم. این لیگ هم نشد لیگ بعدی حتما می‌رسم. حتما. لیگ بعدی حتما می‌رسم. 



    تا پایان سال ۹۴ هوادارانت می‌تونن آلبومت‌رو از سوپرمارکت محل خودشون بخرن و به کنسرتت بیان؟

والا من هیچ وقت دوست ندارم طرفدارام بروند سوپرمارکت آلبومم رو بخرن و پول بدن. استعدادی رو که خدا به من داده است نمی‌شه روش قیمت گذاشت و همیشه دوست داشتم چیزی رو که خدا به من کادو داده کادو بدم ولی خب در آینده به هر حال هوادارها می‌گن که خیلی دوست دارن که سی‌دی اورجینال آهنگام رو داشته باشن. اگر بخواهن سی‌دی‌های اورجینال رو داشته باشن بالاخره ما باید هزینه کنیم. فعلا که اجازش رو ندارم اما می‌تونم مجوز بگیرم در صورتی که من از ته دلم این حرف‌ها رو درباره رهبرم و حجاب خانم ها زده‌ام و خود به آن رسیدم. الان اگه مجوز بگیرم می‌گن همه حرف‌هات برای مجوز بوده! ولی خب آرزوی همه است تا مجوز بگیرن. کیه که دوست نداشته باشه آلبومش انتشار پیدا کند؟ پول در بیاره یا کنسرت بذاره. منم دوست دارم اما حاضر نیستم اعتقاداتم رو و کارهایی رو که انجام می‌دم همه بذارند پای مجوز. به خاطر همین سعی می‌کنم روی خیلی چیزها پا بذارم تا اینکه به هدفم نزدیک‌تر بشم. 



    حرف آخر؟ 

خدا وقتی که بخواد کسی رو به جایی برسونه، حتی اگر همه بنده‌های خدا هم نخواد او می‌تونه. خدا برام خواست. به هر کجا رسیدم خواست خدا بود. فردا اگه نخواد من با یک سرفه ممکنه از این دنیا برم. هر چیزی که هست خداست. یعنی همان لحظه‌ای که غرور ما رو بگیرد و فکر کنیم چیزی شدیم واقعا ضربه می‌خوریم و همان‌هایی که بالا بردی شان می‌زنندت زمین. فقط و فقط خدا. حرف اول و آخر خدا. همه چیز خدا.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه