آرامش سبز

میوه دلم؛ علی!

دل نوشته شهادت علی اکبر (ع). آن روز که از گنبد و بارگاه جدم رسول خدا(ص) وداع کردیم و مدینه را به ساکنانش سپردیم، در چشمانت خواندم که حال و هوای دلت طوفانی است و ابری تیره و تار، آسمان آبی قلبت را پوشانده است. سخت؛ حال گریه داشتی، اما گریه نکردی. می دانم چرا؛ نخواستی خاطر اندوهگین پدرت آزرده تر شود. بغضی گرم و متراکم گلویت را فشرد. آن را نگه داشتی، تا امروز که در میدان نبرد بر سر نامردان افشاندی. دست مریزاد عزیزم!. ساعتی پیش نزد من آمدی. اجازه میدان خواستی؛ برایم لحظه سختی بود، خیلی سخت. می دانستم که اگر اجازه بدهم، جدایی تا قیامت میان من

ادامه مطلب ...
حضرت عبدالله بن الحسن علیه السلام

اشعار شهادت حضرت عبدالله بن الحسن علیه السلام. از غم بی کسی ات حوصله سر می آید. از غم بی کسی ات حوصله سر می آید. دست و پا میزنی و خون به جگر می آید. در قدوم تو سر انداختن و جان دادن. به خدا از من عاشق شده بر می آید. یادگار حسنت بی زره و بی شمشیر. سر یاری تو از خیمه به سر می آید. پاره گشته لب خشکیده ات از تیر بگو. کاری از دست من خسته اگر می آید. کوهی از نیزه و شمشیر به دورت بس نیست. هیزم و سنگ ز هر سو چقدَر می آید. آه از این همه زخمی که به پیکر داری. بیشتر سینه ی زخمت به نظر می آید. هر نفس از دهنت خاک برون میریزد. اشک از دیده نه خونابه جگر می آی

ادامه مطلب ...
شعر شهادت حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام

شعر شهادت حضرت قاسم (ع). مرکب سوار کوچک کرب وبلا شدی. مرکب سوار کوچک کرب وبلا شدی. زهرا شدی،علی شدی ومصطفی شدی. وقتی عسل ز لعل لبت بوسه ای گرفت. تنها سواره ی حسن مجتبی شدی. از بس عزیز هستی واز بس که محشری. ابین قنوت زینب کبری دعا شدی. دل ها شکست و غصّه حرم را فرا گرفت. وقتی که از کنار عمویت جدا شدی. بند رکاب حسرت پای تو را کشید. تا راهی میانه ی دشت بلا شدی. دانه به دانه موی عمویت سفید شد. وقتی زمین فتادی و وقتی که تا شدی. در بین معرکه چقدَر نیزه خوردی و. پرپر شدی خلاصه شدی نخ نما شدی. یک نیزه دار جسم تو را بر زمین زد و. بر زیر نعل کشته ی بی انت

ادامه مطلب ...
برخيز علي اصغر خيبر تو هم برو

برخیز علی اصغر خیبر تو هم برو. اشعار شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام. لب تر کن از پیاله ی کوثر توهم برو. لب تر کن از پیاله ی کوثر توهم برو. برخیز علی اصغر خیبر تو هم برو. از صبح گریه کردی و دل شوره داشتی. دیدی رسید نوبتت اخر توهم برو. شش ماه میشود به تو من خو گرفته ام. باشد، عصای پیری مادر توهم برو. فکر دل شکسته ی عمه نمی کنی؟. کم بود داغ قاسم و اکبر؟ تو هم برو. هر شعبه ی سه شعبه برای تو نیزه ایست. در بزم تیرو نیزه و خنجر توهم برو. بعد از عموت ماندت اصلا ً صلاح نیست. او رفت پیش ساقی کوثر توهم برو. تا خیمه ها هنوز به غارت نرفته است. قبل از شروع

ادامه مطلب ...
دل نوشته های حضرت رقیه (س)

گل نازدانه پدر. رقیه . رقیه نجیب ! ای مهتاب شب های الفت حسین ! ای مظلوم ترین فریاد خسته ! گلِ نازدانه پدر و انیس رنج های عمه !. رقیه. رقیه کوچک! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی کربلا ! دست های کوچکت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند. رقیه. رقیه صبور ! بمان، که بی تو گلشن خزان دیده اهل بیت، دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد کرد، تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی، پس بمان که کمر خمیده عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد. شهادت حضرت رقیه. زیر تازیانه در خرابه‏ های شام. که دیده است

ادامه مطلب ...
روز میلاد تو، کبوترانه مهمان حرمت می‏شوم

یکم ذی القعده، ولادت حضرت فاطمه معصومه (ع) و روز دختر. روز میلاد تو، کبوترانه مهمان حرمت می‏ شوم، دانه‏ های عشق از صحن و سرایت برمی‏ چینم و دور تا دور گنبد طلایی‏ات می‏ گردم و این‏گونه جشن می‏ گیرم. پیش از خورشید، گنبد طلایی توست که هر روز طلوع می‏کند. صبح شهر قم مدیون توست؛ مدیون خورشیدی که شب نیز بر فراز شهر آشکار است. روز میلاد تو، کبوترانه مهمان حرمت می‏ شوم. جشنی است که همه در آن دعوتند؛ کوچک و بزرگ، پیرو جوان؛ دور تا دور حرم تو چرم می ‏زنند و چرخ می ‏زنند و نگاه مهربان و نوازشگر تو، پر و بال دلشان را نوازش می‏ کند. زیارت‏نامه خواندنِ این

ادامه مطلب ...
وداع با رمضان

الوداع ماه خدا. در تنگنای روزمرگی، از پشت جاده های تاریک گناه و وسوسه، به دست های پر نیازمان آموختیم که تنها رو به آسمان بی کران کرامت و مهربانی تو دراز شوند و در ورای سیاه ترین لحظه های تنهایی، به امید نور روشن درگاهت، به انتظار بنشینند. پروردگارا! زنگارهای سیاه دل را در جام طلایی رمضان شست وشو داده و با روحی تطهیر شده از هر آنچه ناپاکی، به سویت می شتابیم. خدایا! در ناب ترین ثانیه های راز و نیاز با تو، میهمان سفره های رنگینت بودیم و در تپش نبض تند زمان، چه زود، بدرقه کردیم روزهای روزه داریمان را و حالا با روحی سرشار از معنویت و دل های لبریز از

ادامه مطلب ...
دلنوشته های شهادت امام جعفر صادق

25 شوال مصادف با شهادت امام صادق (ع). شهادت امام صادق (ع) در 25 شوال سال 148 هجری قمری، در 65 سالگی، به دستور منصور دوانیقی، خلیفه ستمگر عباسی، به وسیله سمی که به آن بزرگوار خوراندند، در شهر مدینه اتفاق افتاد. محل دفن امام صادق (ع) قبرستان بقیع است. مرثیه مجسم. بغضِ غریبی گلوی عالم را می فشارد و سنگینی داغی جان‌سوز بر قلب زمین زخم می زند. ملائک، کوچه پس کوچه های مدینه را در پیِ مرد بی نظیری می گردند که محضرِ مبارکش، منبع فیض آسمانی بود؛ اما چه سود که اینک خوشه های زهرآگینِ کینه منصور، ‌قلب سپیدش را هزارپاره کرده است. به ستاره ها بگویید دیگر م

ادامه مطلب ...
شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی

شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی. شعر زیبای شب قدر. خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی. شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی. خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی. شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه. دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی. روح را صیقل آیینه دهیم از دل و جان. آه را تا ملکوتش برسانیم کمی. عهد بستیم و شکستیم بسی کاش! که ما. بر سر عهد وفادار بمانیم کمی. پوشه از بار گناهان شده پر حجم بیا. رمضان است به آتش بکشانیم کمی. نگذاریم زبانه بکشد دوزخمان. بنشینیم و به اشکش بنشانیم کمی. بنشانیم نهالی به امید ثمری. چشمه از چشم به پایش بدوانیم کمی. و ارادت بنماییم و بگوییم

ادامه مطلب ...
علی را در محراب عشق کشتند !

21 رمضان مصادف یا شهادت امام علی (ع). بانگ شبون بلنداست و گویی این همه ناله را پاسخی نیست. زمینیان در ماتمند و آسمانیان چشم انتظار و علی چون همیشه مظلوم. امشب عجب حالی دارد حسن، نمی‌داند از غم فراق پدر بگرید یا بر این وصال ابدی غبطه خورد و حسین همچنان به پدر می‌نگرد ، پدر که غریبانه در بستر جهل کوفیان خفته. علی را در محراب عشق کشتند ،. فرق عدالت را در شام سیاهی شکافتند و نخواستند آفتاب، ظلمت شب‌هایشان را روشن کند . علی غریب و تنها، شکوه در چاه می‌کرد، نخلستان‌های کوفه هیچگاه ناله‌های شبانه‌اش را از یاد نخواهد برد . دل آسمانی‌اش پر بود از عشق خد

ادامه مطلب ...
امشب ستاره ‏ها جشن ساده علی و فاطمه را چراغانی می‏ کنند

امشب ستاره ‏ها جشن ساده علی و فاطمه را چراغانی می‏ کنند. پانزده رمضان- میلاد امام حسن مجتبی (ع). حسن علیه ‏السلام گل حُسنِ یوسف باغ پیامبر است. عکس این گلِ حُسن یوسف در آینه را بانوان بهشت، تا ابد آه می ‏کشند. حُسن حسن، نیمه سیبی است که پیامبر صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم به فاطمه علیهاالسلام هدیه داد. نگاه فاطمه به هر طرف رو کند، آفتاب به آن سو رو می‏ کند؛ فاطمه علیهاالسلام ملکه آفتابگردان‏ های دنیاست و حسن علیه ‏السلام ، گلی که در سایه ‏اش قد کشیده است. امشب ستاره ‏ها جشن ساده علی و فاطمه را چراغانی می‏کنند. امشب گلدان آغوش فاطمه، سرشار از عط

ادامه مطلب ...
من منتظرم...

15 شعبان ، مصادف با ولادت حضرت مهدی (عج). من منتظرم. همه در جست‌وجوی کوی تواند، بی‌ آن‌که خوب تو را شناخته باشند. همه در هوای روی بهارند؛ بی آن‌که از غصه زمستان، به تنگ آمده باشند. همه در غربت شب، خوابیده‌اند، بی آن‌که از صدای خروس سحری سراغ بگیرند. پهنای شهر را وجب به وجب، گام به گام، کاویده‌ام. از نردبان‌های کوتاه و بلند مذاهب و مکتب‌ها، ایسم‌ها و فلسفه‌ها، از همه عبور کرده‌ام. رفته‌ام، فرو افتاده‌ام، برخاسته‌ام و خسته‌ام. می‌گویند تو گشایشی. فرج تویی. این گشایش باید شبیه یک گلستان باشد، پر از جوانه‌های صداقت. جایی برای تبسم بی‌دغدغه.

ادامه مطلب ...
ای آفتاب هستی بخش شیعه!

ای آفتاب هستی بخش شیعه!. سوم شعبان مصادف با میلاد امام حسین (ع). فرشته‏ ها گوش به رنگ صدای توأند!. زمین و زمان، سرشار از انتظاری دلنشینند!. آسمانیان لحظه ‏ای نگاه از خاک بر نمی‏ دارند. پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم ، تبسّم بر لب، لحظه موعود را به شوق ایستاده و امیرمومنان علی علیه‏السلام ، لحظه شمار در آغوش فشردن توست!. مدینه دوباره محور توجّه است. هر لحظه که می‏ گذرد، التهاب بیشتر می‏ شود و انتظار، شیرین ‏تر! و ناگهان. پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم قنداقه نور دیده‏اش را در آغوش گرفته و نگاه از ماه رخسارش بر نمی ‏دارد! برازنده نام ا

ادامه مطلب ...
گرچه سوز همه از آتش هجران تو بود

گرچه سوز همه از آتش هجران تو بود. شهادت امام موسی کاظم (ع). رمز آزادی توحید. گرچه سوز همه از آتش هجران تو بود. رمز آزادی توحید به زندان تو بود. دوستان اشک فشاندند به یاد تو ولی. خنده زن خصم گر از دیده گریان تو بود. آه پنهان تو از محبس در بسته گذشت. که جهان را سخن از ناله و افغان تو بود. دامن خاک کجا روی نکوی تو کجا. ای که هر عرش نشین دست به دامان تو بود. تا گریبان افق با نفس صبح شکافت. مرغ شب آه کشان سر به گریبان تو بود. داد فرمان ز چه بر قتل تو هارون در حبس. ای که آزادی سر در خط فرمان تو بود. از چه در برق مناجات تو افلاک نسوخت؟. ای که سوز همه

ادامه مطلب ...
تا کوچه ‏های کاظمین

شهادت امام موسی کاظم. تقویم، روی سیاه ‏ترین برگه‏ های خود ورق می‏ خورد و به هزار و چهار صد سال پیش بر می‏ گردد؛ به شبی که غم، به شب‏ نشینی کوچه‏ های تاریک کاظمین آمده است. شب، خجالت زده از لابلای انگشتان سیاهی، در خاک‏ها فرو می‏چکید. خورشید، خودش را پشت غروب‏ ها و کوه‏ ها پنهان کرده است؛ گویی این که در خیابان‏ ها مرگ پاشیده باشند!. مرگ در قالب تعارف خرما تقدیم امام موسی کاظم علیه ‏السلام می‏شود . یک لقمه دیگر از این خرما و ریحان میل کن، اگرچه به زهر آغشته شده باشد!. و چقدر هارون به دست‏ های سیاه و جنایت وحشیانه خودش افتخار می‏کرد!. افتخار به

ادامه مطلب ...
چرا قبله مسلمانان تغییر کرد؟

تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به کعبه. سَیَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کَانُواْ عَلَیْهَا قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ(بقره: ۱۴۲)؛ به زودى مردم کم‌خرد خواهند گفت چه چیز آنان را از قبله‏اى که بر آن بودند، روی‌گردان کرد؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست! هر که را خواهد به راه راست هدایت مى‏کند. این آیه و چند آیه بعد، به یکى از تحولات مهم تاریخ اسلام که موجى عظیم در میان مردم به وجود آورد، اشاره مى ‏کند. پیامبر اسلام(صلی الله و علیه و آله) مدت سیزد

ادامه مطلب ...
ای تو سیراب از سرچشمه کلام خداوند

ای تو سیراب از سرچشمه کلام خداوند. اول رجب مصادف با ولادت امام محمد باقر (ع). هماره نامت بلند باد ای آسمانی مرد زمینی! تو از تبار نوری و تاریخ و امدار شعاع تابناک اندیشه توست. ای تو سیراب از سرچشمه کلام خداوند! کام‌هایمان تشنه باران کلام توست. سخن بگو، تا نور کلامت بر ما ببارد و زمین و زمان سینه به سینه از عطر گل محمدی آکنده شود. دانش، از نام تو آوازه گرفت، آنگاه که شکافته شد و شگفتی آفرید. ای ابرمرد دانش و ای شکوه فرهنگ! تو در زمانه‌ای که ابرهای سیاه، سایه تردید می‌گستردند، خورشیدوار تابیدی تا بذرهای یقین جوانه زند و یخ‌های یأس و تردید آب شو

ادامه مطلب ...
علی ای فراتر از عشق زمین !

یا علی ولادت تو، آفتابی ترین روز تاریخ بود که روشنایی روز را خجل کرد. ای فاطمه! نام این مولود را علی بگذار، که خدای علی اعلی می فرماید: من او را از نام خود جدا کردم و به ادب خود ادب آموختم و بر مشکلات علم خویش او را واقف ساختم. کعبه، در هلهله فرشتگان، برای میلاد عشق لحظه شماری می کرد؛ میلاد علی مظهر تمام عشق و صفا و تفسیر بلند عدالت و شجاعت. مولا! ولادت تو، آفتابی ترین روز تاریخ بود که روشنایی روز را خجل کرد. حجرالاسود، بر دستهای تو بوسه زد و مسجد الحرام، تو را در آغوش گرفت. صفا و مروه به نظاره ات نشستند، تا اینکه همانند آفتاب، از درون کعبه سر

ادامه مطلب ...
يارب بريز شهد عبادت به كام ما

شهد عبادت. ما را زما مگیر به وقت قیام ما. تکبیر چون کنیم مجال سوی مده. در دیدة بصیرت والا مقام ما. ابلیس را به بسمله، بسمل کن و بریز. زامّ الکتاب جام طهوری به کام ما. وقت رکوع مستی ما را زیاده کن. درسجده‌ساز، ذروة اعلی مقام ما. وقت قنوت، ذرّه‌ای از ما به ماممان. خود گوی و خود شنو ز لب ما پیام ما. در لجّة شهود شهادت غریق کن. زا ما بگیر مایی ما در سلام ما. هستی ز هر تمام،‌ خدایا تمامتر. شاید اگر تمام کنی ناتمام ما. فیض است و ذوق بندگی و عشق و معرفت. خالی مباد یک دم از این شهد کام ما. یارب تهی مکن زمی عشق جام ما. از معرفت بریز شرابی به کام ما. از

ادامه مطلب ...
دلت را با خداوند آشنا كن !

بندگی. دلت را با خداوند آشنا کن. زعمق جان خدایت را صدا کن. دلت غفلت زده مانند سنگ است. مس دل را ز یاد او طلا کن. شکوه بندگی در خاکساری است. خضوع و بندگی پیش خدا کن. تو غرق نعمت پروردگاری. بیا و حقّ نعمت را ادا کن. نشان حق شناسی در نماز است. جفا تا کی؟ بیا قدری وفا کن. رکوعی، سجده‌ای، اشکی، خضوعی. به پیش آن یکی، قامت دو تا کن. به پیش او گشا دست نیازی. به درگاه بلند او دعا کن. به سنگ توبه‌ای بشکن دلت را. غرور و سرگرانی را رها کن. منبع:andisheqom. com.

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه